***
امشب رفته بودم تکیه محله مان و داشتم به صحبت های آقای سخنران که از قضا حرف هایش از سر مطالعه و برای به فکر واداشتن بود و نه برای اشک درآوردن(!) ملت، که یکباره دلم خواست بروم کربلا، اما با دانش. با علم به اینکه چه چیز واقعیت دارد. راستش اینقدر سخنران های ما پراکنده و دور از ذهن سخن می گویند که نه با منطق جور در می آید و نه ایجاد کشش می کند. اگر سفر با این درک از واقعیت همراه باشد، مسلماً سفر واقعی و موثری خواهد بود...
ادامه مطلب

