تبليغاتX
ماندگار
همه چیز بستگی به خودت دارد، اینکه چطور ببینی و چطور بپذیریش و چطور باهاش کنار بیای. در مورد همه چیز همین طوریه. باید اول خودت رو درست کنی، می خواد بهترین اتفاق دنیا باشه یا عادی ترین سلام و علیک روزانه. اما همیشه این را باید در نظر گرفت که فرصت محدود است و راه طولانی و کلی کار نکرده. بنابراین به حکم عقل و منطق همه چیز روشن است و هر تعللی کوتاهی.

بهار داره از راه می رسد و چاره ای نیست جز پذیرفتنش. هیچ چیز و هیچ کس هم نمی تونه جلو راهش رو بگیره. این همه استقامت در راهش جای تحسین نداره؟ اما باز هم مجبورم این جمله تکراری را تکرار کنم که مهم لباس نو پوشیدن نیست، بلکه زنگار از دل زدودنه. حالا چرا این حرف را می زنیم و باور نمی کنیم، نمی دانم! شاید چون فکر می کنیم حالا حالاها وقت داریم.

دیگر اینکه قرار است اولین بهار زندگیم را جشن بگیرم. اولین و قشنگترین و زیباترین بهار. اما آیا این طور می شود؟ آیا این بهار بهترین بهارم می شود یا باز هم کورچشمی ها جایی برای خوبی ها نمی گذارند؟ همیشه به تفاوت این بهار فکر می کردم و حالا...

+ نوشته شده توسط هما کبیری در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 8:25 |