تبليغاتX
ماندگار - شکوه حق طلبی

تا حالا شده مثلا کسی بی اجازه به وسائل شما دست بزند؟ چقدر از دستش ناراحت می شوید؟ یا مثلا شده حواستان نباشد و دستتان را ببرید؟ یا اینکه کسی چیزی را به زور از شما بگیرد؟ چقدر دنبال پس گرفتن وسائلتان می روید؟ یا چقدر سعی می کنید که حقتان را پس بگیرید؟

حالا بیایید خودمان را بگذاریم جای همه آن کسانی که روزی در جایی زندگی می کردند و ناگاه یکی آمد و خانه و کاشانه و همه چیزشان را غصب کرد. بهشان حمله کرد و خانه ها و اتاق ها و وسائلشان را به هم ریخت. به کودک و بزرگ هم رحم نکرد. بیش از 500 روز شهرشان را اشغال کرد و بعد...

بعد همین کسانی که همه چیزشان را از دست داده بودند، همین کسانی که بی پدر و مادر و خواهر و برادر و بی خانواده شده بودند، محکم ایستادند و حقشان را پس گرفتند. چه جوری؟ دست و پا و جانشان را گذاشتند تا یک وجب از سرزمینشان کم نشود. آخه دیگه فقط خودشان نبودند، فقط به خودشان فکر نمی کردند. آنها همه را در نظر می گرفتند. گذشت داشتند. دست و پایشان را جا گذاشتند در خاکی که حالا مطمئن اند مال خودشان است! برای همین است که به نظرم سوم خرداد روز باشکوهی است.

پی نوشت1: آیا تا به حال دستتان را بریده اید؟ چقدر درد داشته؟ می توانید تصور کنید قطع یک عضو چقدر درد دارد؟ همین قدر می دانم که بیشترین درد از لحاظ شدت، قطع عضو در حالت غیر بیهوشی است، حتی از درد زایمان!

پی نوشت 2: بعد از آنها ما چقدر در زندگی هایمان گذشت داشتیم؟ ما چقدر برای هم گام برداشته ایم؟

+ نوشته شده توسط هما کبیری در یکشنبه سوم خرداد 1388 و ساعت 20:19 |