تبليغاتX
ماندگار - به مناسبت ربوده شدن امام صدر
به مناسبت ربوده شدن امام صدر دوشنبه نهم شهریور 1388 12:32

مدت هاست كه به اين انسان بي نظير فكر مي كنم. سال هاست هر چه كتاب و مطلب در موردش به دستم مي رسد، خيلي زود زير و رو مي كنم. به طور عجيبي به نظريات و تفكراتش احترام مي گذارم و دوست دارم بيشتر و بيشتر در موردش بدانم. آنقدر كه رفته ام و مجلس الاسلامي الشيعي العلي را از نزديك ديده ام. موسسه امام موسي صدر را وجب به وجب گشته ام. با مردم شيعه لبنان هم كلام شده ام تا در موردش بيشتر اطلاعات به دست آورم.

هنوز رفتارهاي ضد و نقيض زندگيش برايم عجيب است. هنوز نتوانستم باور كنم كه چنين انساني با رگ و ريشه ايراني دنيا را به هم بريزد و بعد دوباره از نو آن طوري كه بايد بسازد.

كسي كه وقتي در حوزه هاي علميه روزنامه را نجس و راديو گوش کردن را حرام مي دانستند، آرزو مي کرد که اي کاش پاي سمفوني هاي بزرگ دنيا به مساجد باز شود. كسي وقتي دو مسيحي در لبنان مي خواستند ازدواج کنند، سراغ او مي رفتند تا خطبه عقدشان را بخواند.

سيد موسي صدر کسي است که جمال عبدالناصر مي گفت اي کاش الازهر شيخي مانند او داشت. كسي که وقتي ربوده شد امير عبدالله براي او گريه کرد. او کسي است که امام خميني مي گفت مي خواهد رهبري انقلاب را به دست او بسپارد.

او کسي است که وقتي خواهر زاده اش در ماشين نوار هايده گذاشت، تا آخرش را گوش كرد و گفت: هر چه نوار از اين خانم داري برام بيار گوش کنم...

كتاب لبنان دكتر چمران و كتاب سيد موسي صدر از انتشارات آويني را كه بخوانيد، در اسلام ترديد مي كنيد. اين تنها شك درست است. اينكه دين چه بوده و چه به خورد ما داده اند. جايي خواندم كه شيعيان لبنان به دليل اينكه مستقيما از طرف ابوذر غفاري شيعه شده اند اينقدر كارهايشان اصولي است و اسلامشان اسلام واقعي. مردم ايران با واسطه هاي زيادي دين اسلام و مكتب شيعه را پذيرفته اند. براي همين تفاوت محسوسي بين اين دو طايفه وجود دارد.

مطمئنم كه هنوز زنده است. چون معتقدم كسي جرات و جسارت كشتنش را ندارد.

ما برای آزادیش چه ها کرده ایم؟


نوشته شده توسط هما Homa  | لینک ثابت |