و من مسافرم...
گفتی که خواب دیده ای می روم مسافرت؛ شاید هم با هم می رویم سفر.
گفتم خیر باشد. خواب سفر همیشه خوب است، رهایی است و آزادی و خلاصی.
حالا دو روز است چمدانم را بسته ام. شاید که امشب صدای سوت قطار را با هم بشنویم.
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر ۱۳۸۸ ساعت 4:14 توسط هما Homa
|
عيب کار اينجاست که من ''آنچه هستم'' را با ''آنچه بايد باشم'' اشتباه مي کنم. خيال مي کنم آنچه بايد باشم هستم، در حالي که آنچه هستم نبايد باشم.