ميدان آرژانتين- ابتداي خيابان احمد قصير

- مستقيم...

يك تاكسي رنگ و رو رفته نگه مي دارد، مي دوم جلو مي نشينم. از بس كه عقب نشستن دردسر پياده و سوار شدن دارد، ترجيح مي هم جلو بنشينم.

به محض اين كه در را بستم يك صداي تق شنيدم اما به روي خودم نياوردم و مثل هميشه نگاهم را انداختم به خيابان و آدم هايي كه مي دوند.

راننده مسافر جديدي سوار كرد. دوباره به محض بسته شدن در يك صداي تق ديگر شنيدم. برايم جالب شد كه بدانم اين صدا از كجاست. نگاهي به سمت چپ انداختم و ديدم پير مرد تاكسيمتر را به كار انداخته. باورم نمي شد كه در همين تهران خودمان كسي از اين وسيله كه خيلي هم عجيب غريب مي نمايد استفاده كند. چند بار ديگر هم نگاه كردم تا مطمئن شدم. بعد كه نگاهم به شيشه جلو ماشين افتاد ديدم برچسبي بر روي آن است كه بر روي آن نوشته شده: « در اين تاكسي براي محاسبه كرايه از تاكسيمتر استفاده مي گردد.»

در تمام مدتي كه ماشين ترافيك خيابان بخارست به سمت قائم مقام را طي مي كرد، فكر من مشغول اين سيستم محاسبه كرايه ماشين بود كه سال هاست در همه جاي دنيا مورد استفاده قرار گرفته و براي همه جا افتاده ولي ما اين قدر با آن بيگانه ايم. به نظر من ما كه اين قدر ادعاي رعايت حقوق مردم و كسب مال حلال را داريم، نبايد بيش تر از اين ابزارهاي دقيق استفاده كنيم؟ چرا فقط بايد كلي براي نصب اينها هزينه كنيم؟ پس كي زمان استفاده ازشان مي رسد؟ كي ما هم مثل بقيه مردم دنيا به اين نكته هاي ساده توجه مي كنيم؟ همه چيز از همين چيزهاي ساده شروع مي شود و ...

تقاطع مطهري و قائم مقام- پشت چراغ قرمز

- ممنون آقا همين بغل ها پياده مي شوم. چقدر شد؟ به تاكسيمترش نگاهي انداخت و گفت كمتر از اين 200 توماني كه دستته، حدود 150 تومان.