يادداشت هاي مهرماه 1386 ام را كه مرور مي كنم، مي بينم يكي از كارهايي كه مي خواستم آن موقع انجام بدهم اين بوده كه براي 100 سالگي نفت كار بزرگي انجام بدهم. امسال جشن صد سالگي نفت است، يعني 100 سال است كه ما نفت داريم. اينكه درست استفاده كرده ايم يا نه، بماند. اينكه واژه جشن براي اين رويداد درست است يا نه، بماند. اينكه چقدر از مردم متوجه اين رويداد مهم شده اند يا نه و خيلي چيزهاي ديگرهم بماند. فقط مي خواهم بگويم كه ما در سير گذشت زمان در اين روز به نظر من مهم قرار گرفته ايم. چرا نبايد از اين فرصت به درستي استفاده كنيم؟ جشني، مراسمي، بزرگداشتي، كاري كه جنبه عمومي داشته باشد و همه مردم درگير آن شوند و خلاصه همه بدانند 100 سال است كه نفت داريم.

الآن كه نگاه مي كنم، مي بينم هيچ جا كاري انجام نشده. مملكتي كه بر پايه نفت بنا شده، هيچ كاري براي نفت نكرده؛ حتي يك بزرگداشت كه جنبه همگاني داشته باشد.

اين دو تا لينك كه مي بينيد گفتگويي است كه من با خسرو معتضد، مورخ معاصر ايراني انجام دادم. به دل خودم ننشست. كلي هم ماجرا داشته كه شده اين. اما براي يادآوري سال بزرگداشت نفت، بد نيست.

 

گفتگو با خسرو معتضد...لینک اول

 

گفتگو با خسرو معتضد...لینک دوم