همه اتفاقاتی که ممکن است در یک روز بیفتد، آن هم روز تولد
* در روز تولد یک نفر چه اتفاقاتی ممکن است بیفتد؟ چرا این روز مهم است و باید مهم باشد؟ مگر نه این که هر سال که می گذرد، عمر ما و فرصت ما کوتاه تر می شود؟ پس چرا برای این از دست رفتن جشن می گیریم؟ شاید برای این که بزرگتر می شویم و به گفته مادر پدرها عقلمان بیشتر می رسد و تجربه و داشته های بیشتری به دست می آوریم. برای همین هاست که جشن می گیریم. اگر این نباشد، به انتها رسیدن که شادی ندارد، دارد؟ برای همین به دست آوردن ها و کسب کردن هاست که این روز را جشن می گیریم و شادی می کنیم و دلمان می خواهد که نزدیکانمان این روز را به یاد داشته باشند و یک جوری ما را غافلگیر کنند. حالا در روز تولد یک نفر ممکن است چه اتفاقاتی بیفتد که همه این ویژگی ها را داشته باشد؟ چه چیزهایی می تواند بشر مکانیزه جامعه امروزی را شگفت زده کند و حتی غافلگیر؟ شاید بتوانم برخی از آنها را پیش بینی کنم.
* اولین امکان احتمالا همان خیل smsهایی است که از طرف دوستان نزدیک و احیانا اقوام هم سن و سال به گوشی موبایل طرف جاری می شود. خیلی از آنها تکراری و به اصطلاح forwardای است و هیچ جذابیتی ندارد. خیلی خیلی نزدیک ها هم که تلفن می زنند و تعارف می کنند که ان شاالله 120 سال زنده باشی. حالا با چه حالی، خدا می داند!
* تازگی ها بعضی از بانک ها و سازمان های باکلاس دیگر هم صبح اول وقت روز تولد مشترک گرامی شان، sms می زنند که مثلا «سازمان فلان سالروز تولد شما را صمیمانه تبریک و شادباش می گوید و شادمانی و بهروزی شما آرزوی ماست.» چنان تبریکشان غلیظ است که آدم باورش می شود دایه مهربان تر از مادر پیدا کرده. غافل از اینکه این فقط یک رونوشت است که به صورت مکانیکی، هر روز بارها و بارها همین مسیر را طی می کند و خیلی ها را فریب می دهد.
* قدیم ترها کارت پستال ها نقش بسزایی در خوشحال کردن و سورپریز کردن افراد داشتند. اما حالا دیگر از این چیزها خبری نیست. پدیده ای به نام email وجود دارد که جور کارت پستال و هدیه پستی را می کشد، آن هم در صدم ثانیه. بعضی ایمیل ها مانند smsهایی که شرحشان در بالا گفته شد، سرنوشت معلوم و محتومی دارند و یک عده هم که در حد رفع تکلیف است. بعضی از ایمیل ها هم می توانند ابتکاری باشند، و برای نشاندن یک لبخند به لب شما اتفاق جالبی به حساب بیایند. اما یک وقت هایی در همین دنیای بی مزه دیجیتالی، اتفاقی می افتد که اصلا انتظارش را نداری، ایمیلی از یک دوست قدیمی به همراه اسکن شده یک کارت پستالی که در دوره راهنمایی بین هم رد و بدل کرده اید و یک دنیا خاطره...
* در همین روز ممکن است خیلی از اتفاقات خوب یا بد برای فرد بیفتد که خیلی از چیزها را تحت تاثیر قرار دهد. به نظر من همه این اتفاق ها به نحوه فکر کردن آن فرد برمی گردد که هر چقدر مثبت اندیش باشد، احتمال رخ دادن اتفاق های خوب برایش بیشتر است. البته این نکته همیشه برای آن فرد رخ می دهد و به روز و زمانش هم هیچ ارتباطی ندارد. مثلا ممکن است در این روز خبر بگیرد که در دانشگاه قبول شده یا مثلا در فلان مسابقه رتبه آورده یا برای اولین بار عکسش در یک مسابقه عکاسی برنده شده یا بعد از مدت ها می تواند برود مدرک معتبر فلان دوره اش را که حداقل یک سال از برگزاری اش می گذرد، دریافت کند و یا اینکه نامه قراردادش را بعد از مدت ها روی میزش مشاهده کند و...
مهمترین نکته این است که این خبر روحیه و اعتماد به نفس فرد متولد را بالا برده و در او ایجاد انگیزه می کند. یمن و شگون و این چیزها را هم چاشنی اش کنید، می شود نور علی نور.
* یکی دیگر از اتفاق های خیلی جالب در این روز این است که دوستان و آشنایان و همکاران قدیمی و شاگردان سال های گذشته اش و هر کسی که فکرش را بکنید در این روز به طور کاملا تصادفی با وی برخورد کنند. خود فرد شوکه می شود که مگر امروز چه روزی است که این همه آدم را می بینم یا صدایشان را می شنوم؟ جالب وقتی است که هیچ کدام از این افراد نمی دانند و یا به یاد نمی آورند که تولدی در کار بوده!
* در کنار همه اینها، تقویم هم نقش جالبی را بازی می کند. اینکه طرف با ورق زدن تقویم ببیند که روز تولدش دقیقا روز وسط دو عید بزرگ اسلامی است و همین امر موجبات فخر فروختن را در وی تقویت کند. اما این فخر فروختن زمانی تکمیل می شود که دوستی از آن سر دنیا sms بزند و بگوید میلاد امام هادی(ع) مبارک... باشد تا همه ما هدایت شویم.
* باشد تا همه ما هدایت شویم...
عيب کار اينجاست که من ''آنچه هستم'' را با ''آنچه بايد باشم'' اشتباه مي کنم. خيال مي کنم آنچه بايد باشم هستم، در حالي که آنچه هستم نبايد باشم.