گاهی، فقط گاهی
گاهی آدم اینقدر گرفتار و سر در گم میشه که حتی اهمیت و مناسبت روزها را فراموش می کند. گاهی بعضی از تبریک ها و یادآوری های روزهای خوب از طرف کسانی که انتظارش را نداری، آنقدر آدم را شگفت زده می کند که این شعف و خوشحالی تا مدت ها در وجودت باقی می ماند.
گاهی...
بگذریم...
روز یکشنبه یکی از دوستان قدیمی در ایمیلی روز زن را تبریک گفته بود. این از هر چیزی برایم خوشحال کننده تر بود.
پی نوشت: تبریک گفتن ها و نگفتن ها، همه رنگ و بوی سیاسی به خود گرفته است. امتحان ها را کنسل کرده اند. واقعا قرار است دیگر چه اتفاقی را تجربه کنیم؟
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 8:47 توسط هما Homa
|
عيب کار اينجاست که من ''آنچه هستم'' را با ''آنچه بايد باشم'' اشتباه مي کنم. خيال مي کنم آنچه بايد باشم هستم، در حالي که آنچه هستم نبايد باشم.