يك گردهمايي پيش بيني نشده

فقط صداي سوت كفش هاي بچه هايي كه مدام در سالن اين ور و آن ور مي روند سكوت اين جمع باور نكردني را مي شكند. نگاه خيلي از كساني كه رديف جلو نشسته اند مدام به سمت عقب است. جايي كه در ورودي قرار دارد، جايي كه ممكن است هر لحظه چهره آشنايي از آنجا وارد جمع شود. به محض ورود يك نفر جديد به جمع، در يك گوشه همهمه اي برپا مي شود و بدون توجه به سخنان آقا يا خانم سخنران، مشغول خوش و بش مي شوند.

اين مراسم، مراسم گردهمايي دانش آموزان مدرسه راهنمايي شاهد فاطمه زهرا(س) است، فارغ التحصيلان 20 سال حيات اين مدرسه كه حالا هر كدامشان براي خودشان كسي شده اند و در كنار اين، اغلبشان مادر هم هستند.

اين گردهمايي شور و شعف خاص خودش را داشت، چون لااقل خود من بعد از 14 سال بعضي از همكلاسي ها و دوستان و معلم هاي خوب آن دوران به ياد ماندني را ديدم؛ معلم هايي كه گرد پيري به چهره شان نشسته بود. خيلي از خاطره ها برايم مرور شد. حس پشت ميز و نيمكت نشستن برايم تداعي شد و صداي معلم هايي كه 14 سال نشنيده بودمشان دوباره طنين انداخت.

يادم مي آيد وقتي دوم راهنمايي بودم، معلم رياضي مان گفته بود هر كس رياضي ثلث سومش را 20 بگيرد، يك صحيفه سجاديه بهش هديه مي دهم. تنها كسي كه 20 شد من بودم و صحيفه هم نگرفتم. اين بهانه خوبي بود كه در اين مراسم خاطره آن سال هاي دور را زنده كنيم.

انجمن فارغ التحصيلان مدرسه و صندوق پس انداز هم بهانه هاي خوبي هستند براي جمع شدن هاي بعدي. بهانه هايي كه مدير 20 ساله اين مدرسه، دنبال فرصتي براي اجرايي شدن آن بودند.

اين اتفاق به نوبه خود بسيار جالب و قشنگ و در عين حال خاطره انگيز بود. اما به نظر من در واقع فرصتي بود براي دوباره كنار هم بودن آن هم به شكل بهتر و درست تر. ديگر ما كه روزگاري دانش آموز بوديم، بزرگ شديم و هر كدام مشغول به كاري. مي توانيم به هم كمك كنيم، مشاوره بدهيم، و خيلي چيزهاي ديگر. اما آيا ما از اين فرصت ها به درستي استفاده مي كنيم؟

نستعليق

- كتابي هست درباره خط نستعليق... استاد معرفي كرده... ثلث هم هست، اما من نستعليق را بيشتر دوست دارم.

در ذهنم داشتم مي نوشتم "ثلث" و به این فکر می کردم که چه فراز و فرود قشنگی دارد. نمي دانم چي گفت که فقط "نستعليق" اش را شنيدم. مثل برق گرفته ها سرم را برگرنداندم و خیره نگاهش كردم.

یک لحظه شک کرد که نکند حرف بدی زده باشد. این را از چشم هایش می شد فهمید: "مگه حرف بدي زدم؟"

سعي مي كرد آرام با بغل دستي اش حرف بزند، اما من شنيده بودم.

جلوي خودم را گرفتم كه حرفي نزنم، اما مگر "نستعليق" مجال می داد؟ گفتم: " نه، اما هم دغدغه فکری ام است و هم داشتم به چیزی در همین مایه ها فکر می کردم."

 گفت: "آخه فقط شما نبودی، 2-3 نفر دیگر هم از این طرف برگشتند."

لبخندی زد که یعنی تمام شد. من هم برگشتم، اما "نستعليق" آرام و قرار برایم نگذاشته بود. تقلا می کرد تا علامت سوال های تازه ذهنم را پاک کند.

- شما مي رويد انجمن خوش نويسان؟

- بله.

- چه سطحی؟

- من "خوش" دارم.

بعد به دوست هم صحبتش اشاره کرد که ...

ادامه نوشته

وقتی همه خوابیم

چند وقتي است صبح ها با مترو مي روم سر كار و همين باعث شده موقع سوار شدن و پياده شدن، بيش از هميشه به رفتارها و برخوردها و عكس العمل هاي آدم ها دقت كنم. خيلي وقت ها هاج و واج مي مانم كه چطور موجودي كه نامش انسان است، به خودش اجازه مي دهد چنين رفتاري از خودش نشان دهد. جوری همديگر را هل مي دهند كه انگار در اين قوطي هاي مترو واقعاً خبري هست. اين اتفاق بيشتر از جانب كساني مي افتد كه خيلي هم سانتي مانتال هستند و ادعاي فرهنگشان مي شود.

صحنه ها آنقدر عجيب اند كه حتی مرورشان هم آزارم مي دهد.

 

***

چند روزي است كه مي روم براي فيزيوتراپي دستم. درد وحشتناكي دارد كه اميدوارم زودتر آرام شود. يك روزي از همين روزها داشتم برمي گشتم، آن هم با مترو. تازه مترو ميرداماد كه سر خط بود و در آن ساعت خلوت بود. پشت سر همه ايستادم تا واگن بايستد و درش باز شود و من هم بعد از همه بروم داخل.

وقتی قطار ايستاد، آمدم آرام بروم داخل كه يك از خدا بي خبري چنان هولم داد كه با كتف آسيب ديده خوردم زمين. بعد هم محبت كرد و پاي مباركش را جوری روي مچ ...

ادامه نوشته

نمايشگاه بين المللي يا جايي براي متكديان دوره گرد؟

احتمالا از طريق اخبار و روزنامه ها و خبرگزاري ها ديده يا شنيده باشيد كه سيزدهمين نمايشگاه بين المللي نفت، گاز و پتروشمي ايران با موفقت و استقبال گسترده و باشكوه مردم هميشه در صحنه برگزار شد.

اگر اينها را شنيده باشيد حتما از حضور شركت هاي خارجي حاضر در نمايشگاه هم شنيده ايد و اين كه فلان كشورها ما را تحريم كرده اند اما خودشان آمده اند در نمايشگاه حضور پيدا كرده اند و از اين حرف ها. من نه به عنوان يك خبرنگار، بلكه فقط و فقط به عنوان يك بازديد كننده كه بيش از نيمي از روزهاي نمايشگاه را آن هم كامل در اين مكان حضور داشته، بخشي از ديده ها و تحليل هاي شخصي خودم را مي گويم. قضاوت در مورد بقيه چيزها هم بر عهده خودتان!

فكر مي كنم براي همه روشن باشد كه وقتي مي گويند 505 شركت خارجي در اين نمايشگاه حضور داشتند يعني چه! يعني 500 تا شركت كه نه آوازه ملي و نه شهره جهاني دارند آمده اند تا در يك نمايشگاه كه لااقل عنوان بين المللي را يدك مي كشد حضور داشته باشند. چند تا از شركت هاي نفتي بزرگ دنيا در اين نمايشگاه حضور داشتند؟ جز Total، Shell، lukoil، O.M.V، Statoil Hydro كدام شركت بزرگ حضور داشت؟ پس چرا اينقدر جار مي زنيم كه آي دنيا كه ما تحريم كردي، ببين كه خودت كم آوردي؟ چند تا از شركت هاي حاضر در نمايشگاه فقط سازنده قطعات بودند؟ چيزي كه دقيقا بر خلاف رويكرد حمايت از سازندگان داخلي است.

يك نكته مهمتر از نظر من همين حضور گسترده و استقبال بي نظير ...

ادامه نوشته